امروز داشتم با دوستم محمد حرف میزدم ، واقعا چیزی گفت که من شاخ در اوردم ، نمیدونم چی بگم ! در مورد این حرف میزد که:
دیروز با 2 تا از دوستهاش سوار پراید توی اهواز داشتن از کوروش به سمت کیانپارس میرفتم تو راه چند تا بچه بسجی بهشون گیر داده بود (همون ایست بازرسی که جدیدا مد شده) بهشون ایست میدن اون ها هم میاستند از دوستم گواهینامه و کارت ماشین رو میخوان دوستم هر دو رو نشونشون میده یکی از دوستاش که عقب ماشین نشسته بوده( همیشه آدم خنده رویی هست )اون بچه بهش میگه چرا داری میخندی(آخه یکی نیست بگه بتوچه بچه ننه که هنوز ریشات در نیومده داری به من میگی که چکارکنم یا چه کار نکنم)یالا پیاده شید بیاید پایین تا آدمتون کنم .(همون بسیجی گوزو) همگی پیاده شدن گفت که صندوق عقب ماشین رو چک کنند باز چیزی پیدا نکردن گفت داشبورد و به طور کلی ماشین رو بگردن(دنبال بهونه ای بود که گیر بده) ولی هیچ چی پیدا نکردن ،به دوستم نگاه کرد و گفت چرا آدامس میجوی آدامست رو بنداز ، گفتمت آدامست رو بنداز ، دوستم بهش گفت آخه چرا؟ مگه آدامس جویدن جرمه؟ گفت آره من دوست دارم که تو این کار رو بکنی (زوررررررررررررررر)(به خدا اینجاش رو که گفت کونم داشت پاره میشد ، خوب شد که من نبودم وگر نه دعوا میشد چند شب هم بازداشتگاه میخوابیدیم) مرتیکه گفتم آدامست رو بنداز ، این حرف ها رو در حالی میزد که با دستش تو صورت دوستم میزد تا عصبانیش کنه و دوستم یه عکس العملی نشون بده ولی خوب هر آدمی یه تحملی داره برای این جور شکنجه(تحمل دوست من هم زیاد هست )ها.
چون دوستم از این کار امتناع کرد گفت که باید بریم بازداشتگاه .بعد از کلی التماس بچه ها قبول کرد که ولشون کنه برن.
یکی از بچه هایی که با دوستم بود میگفت یه همچین اتفاقی برای یکی از دوستاش افتاده بود ولی دوستش گفته بود شما به چه حقی دارید من رو بازرسی میکنید .اون بسجیه گفته بود که راست میگی ببینم تو جیبت چیه؟ جولوی پسره یکم تراک از تو جیبش در اورد و گذاشت تو جیب پسره بعد دوباره اون رو از تو جیب پسره در اورد و گفت به جرم حمل مواد مخدر بازداشتش کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بماند که آخر کارشون به دادگاه کشید و برای پسره پرونده درست کردن و پسره شلاق خورد بدون اینکه بتونه حتی 1 کلمه از حرف هاش رو ثابت کنه.
حلا سوال من از شما اینه:
اگه واقعا همچین اتفاقی برای شما بیفته چی دلیلی دارید تا اون پاپوشی رو که براتون درست کردن رد کنید؟
چه حقی و حقوقی تو ایران دارید؟
چرا تو تمام دنیا پلیس باید حافظ جون مردم باشه ولی تو ایران باید بلای جون مردم باشه؟
ما به عنوان ایرانی چه حق و حقوق در مقابله با این گونه حوادث داریم؟
به کجا باید شکایت کنیم و به کجا باید دردمون رو بگیم؟
چرا اگه یه دزد به خونمون حمله کرد نباید هیچ کاریش بکنیم اگه دزد آسیب دید تو درگیری باید دیه اش رو بدیدم اگه مرد باید قصاص بشیم؟
اخه اونی که به مال و جان و ناموس آدم تجاوز میکنه باید با احترام رفتار کرد؟
قانون و حقوق شخصی چی هست؟
آزادی چی هست؟
تفریحات چی هستند؟
چرا یه سری از آدم ها خیلی راحت هواپیماشون سقوط میکنه هیچ کس نیست بگه چرا؟
چرا سازمان ملل و سازمان حمایت از حقوق بشر اینجا دهنش باز نیست؟
چرا سازمان حقوق بشر وقتی منافعش باشه مسائلی مثل خانم زهرا کاظمی یا آقای گنجی رو پیش میکشه؟
چرا اهواز تبدیل به شهر نظامی و حکومت نظامی شده و کنار هر پارک و خیابونی یه دکه پلیس گذاشتن؟
یکی برای من این ها رو توضیح بده. من آزادی نمیخوام حقم رو میخوام بدونم . تفریح نمیخوام ولی دوست ندارم کسی به من گیر بده که چرا جوونی؟ چرا آدمی؟ چرا تو ایران زندگی میکنی؟ چرا من باید یک جوون باشم و باید گناهکار باشم؟!!!!!
اعصابم داره نابود میشه ،
خاک توی سر ما که هیچ نمیگوییم و ................!